ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
323
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
و نفرمود بر امّت موسى ، و نه بر هر قومى ، كه در آن روز دسته هاى مختلفى بودند . و امّت از يك نفر به بالاست ، چنان كه خداى عز و جل مىفرمايد : « انَّ ابراهيمَ كانَ امَّةً قانِتا لِلَّه : إبراهيم امّتى ( پيشوائى ) فرمانبر خدا بود » . و بر كسى كه نيرو و طاقتى ندارد باك و باز خواستى نيست . مسعده گفت : « به گفتار امام صادق عليه السّلام گوش مىدادم - در حالى كه از معنى حديثى كه از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم رسيده : » انّ أفضل الجهاد كلمة عدل عند إمام جائر : برترين جهاد سخن عدل نزد پيشواى ستمگر است « سؤال شد - فرمود : اين در صورتى است كه بعد از معرفت او را امر به معروف كند و او بپذيرد ، وگر نه نه » . و در خبرى ديگر : « امر به معروف و نهى از منكر در مورد مؤمنى است كه پند گيرد يا نادانى كه بياموزد ، امّا در مورد صاحب شمشير و شلاق نه » . ( 1 ) و يكى ديگر از شرايط اين است كه عمل منكر بر محتسب و نهى كننده بدون تفحّص و تجسّس ظاهر و آشكار باشد ، و الا واجب نيست ، و تجسّس از آن روا نيست ، مانند باز كردن در بسته ، و فرا داشتن گوش تا معلوم شود كه صدائى كه مىآيد گناه است يا نه ، يا بوئيدن دهان كسى تا معلوم گردد كه شراب خورده يا نه ، يا از كسى بخواهد آنچه در زير جامه دارد نشان دهد ، و امثال اينها - به دليل كتاب و سنّت .
--> ( 1 ) فروع كافى « : باب امر به معروف . .